ماه بهاری
رمضان هفتاد وپنج نزدیک افطاره مامان وسایل افطار را آماده کرده وهمه دارن آماده می شن که برای نماز جماعت برند مسجد ما خونه هستیم و سفره را پهن می کنیم تا بقیه برگردندوتا رسیدن آنها آنقدر نون وپنیر می خوریم که سیر می شویم .مامان می رسه اول به همه یه کاسه شیر می دهد بابا هم با شوخی وخنده می گه قبول باشه همه کنار سفره ای که خدا برامون پهن کرده نشستیم و خوشحالیم .همگی مهمانیم... ومن فکر می کنم به روزی که خودم مادر می شوم ،آیاتوان اینهمه کار را دارم ؟سحرها هم مامان همه چیز را آماده می کند وما بیدار می شویم تازه ناراحتیم چرا زود بیدارمان کرده هنوز چای سرد نشده ...!وچقدر مادر صبور است رمضان هشتادو سه اولین سحرها وافطاریهای دونفره به ...
نویسنده :
مامان محدثه
16:03



